معلمی و ضرورت توجه به تغییرات نسلی
بارها از بعضی همکاران قدیمی و در آستانه بازنشستگی و حتی بازنشستهها بهطور مستقیم و غیرمستقیم شنیدهام که میگویند: «ما قدیمیها تحملمان از شماها بیشتر بود. چشممان را روی هر بدیای میبستیم و برای خاطر دانشآموزان و مدرسه تحمل میکردیم. از خودگذشتگی داشتیم. معلمان امروزی، از خودگذشتگیشان کم است».
تجربیات قدیمیهای عرصه معلمی برای ما معلمهای جدید میتواند راهگشا باشد. این تجربه همان است که حافظ میگوید: «قطع این مرحله بیهمرهی خضر مکن/ ظلمات است بترس از خطر گمراهی»
اما نکتهای که بهخاطرم میرسد این است که آنها فداکاری، از خودگذشتگی و صبر را بهگونهای روایت میکنند که در آن تغییرات نسلی را در نظر نمیگیرند. منظور از این تغییرات چیست؟ منظور یک سری مفاهیمی است که از سالها قبل به ما رسیدهاند. اکنون انتظار داریم همه تلقی یکسان و ثابتی از آن داشته باشند. ممکن است مفاهیم ثابت باشد ولی تجربه، روایت و درک ما نسبت به آن تغییر کرده است. معلمان امروزی هم فداکاری، ازخودگذشتگی و صبر دارند، منتها نه به آنگونهای که آنها میاندیشیدهاند.
این نکته خیلی مهم است و اگر به آن توجه نکنیم ممکن است نتوانیم با دانشآموزان امروزی و حتی نسلهای بعد ارتباط برقرار کنیم.
همین تغییر نسلی و تغییر مفاهیم را میتوانیم در زندگی روزمره هم دنبال کنیم. به گمانم بخشی از تعارضات فردی و اجتماعی ما به همین مورد برمیگردد. بهعنوان مثال ابوعلی ودادهیر استاد دانشگاه تهران، درباره مفهوم مادری و تغییرات آن، در کارگاه روایتپژوهی نکته جالبی بیان کردند: «مادران نسل قدیم فرزندآوری برایشان مثل نفس کشیدن بود. اصلاً نمیتوانستند تصور کنند که بچه ندارند! بچهآوردن برایشان مثل ناهار خوردن بدیهی بود. ولی نسلهای امروزی اینگونه نمیاندیشند. آنهم به دلیل تکنولوژی و … تلقی و روایتهایشان از فرزندآوری متفاوت است».
* منتشر شده در روزنامه بامداد جنوب