جنگ به روایتِ کامنتها و وبلاگها (۱)
مقدمه
نهم اسفندماه ۱۴۰۴ جنگ تحمیلی سوم و حمله دوم آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد. رهبر انقلاب اسلامی، تعدادی از فرماندهان و شهروندان عادی به شهادت رسیدند. شهدای میناب، ناو دنا و سالن ورزشی لامرد از شهدای مظلوم این جنگاند.
کاربرانی از این حملات و حوادث استقبال کردند و بر طبل جنگ کوبیدند. با هر حادثهای شادی کردند. آنان به دنبال دموکراسی، آزادی و آبادیِ کشورْ از راه حمله و غارت بودند.
آنان به هر طریقی کشورها را به جنگ علیه ایران دعوت میکردند. گاه با کامنتنویسی، گاه با مصاحبه و گاهی نیز با حضور در تجمعاتِ خارج از کشور.
عدهای بیشمار نیز مخالف جنگ بودند. برخی از آنان جنگ را «شرّ مطلق» میدانند.
اکنون، مدتزمانیست که جنگ در فضای واقعی پایانیافته است؛ اما اگر به نظرات کاربرانِ فضای مجازی -ایرانی و خارجی- نگاهی بیندازیم، میبینیم که هنوز این جنگ، در فضای مجازی ادامه دارد.
کاربران گاهی از آزادی گفتهاند؛ گاهی از عشق و علاقهشان به وطن. پارهای از نوشتهها درباره اقتصاد، سیاست و فوتبال است؛ و نوشتههای دیگر، درباره زندگی روزمره. در همه این نوشتهها، جنگ و اثرات جنگ را میتوان دید.
هنگام مطالعه کامنتها و وبلاگها سؤالات زیر به ذهنم میآمد:
کاربران درباره جنگ چگونه میاندیشند؟ و مواجههشان با جنگ رمضان چگونه است؟
بیشتر بر چه مطالبی تأکید دارند؟
به عبارتی دقیقتر کاربران کامنتگذار و وبلاگنویس جنگ و حوادث پس از آن را چگونه توصیف، تجربه و روایت کردهاند؟
در ادامه، سلسله نوشتههایی با عنوان «جنگ به روایت کاربران کامنتگذار و وبلاگنویس» میآید. هدف این نوشتهها و کامنتنگاریها بررسی و ثبت روایتهای کاربرانِ ایرانی و خارجی درباره جنگ است.